تبليغاتX
 عشق برای تو


 

نوشته شده توسط معصومه در شنبه چهارم مهر 1388 ساعت 21:39 موضوع | لینک ثابت


 

عشق فراموش کردن نيست ، بلکه بخشيدن است.

      عشق گوش دادن نيست ، بلکه درک کردن است.

            عشق ديدن نيست ، بلکه احساس کردن است.

                  عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست ، بلکه صبر داشتن و ادامه دادن است۰۰


 

نوشته شده توسط معصومه در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 0:55 موضوع | لینک ثابت


عشق

عشق یعنی مستی و دیوتگی  عشق یعنی با جهان بیگانگی 

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر  عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن  عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن  عشق یعنی مست و بی پروا شدن 

عشق یعنی دیده بر در دوختن  عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن  عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

 

غم عشق

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 0:39 موضوع | لینک ثابت


کاش

کاش روز دیدنت فردا نبود!!! کاش میشد هیچ کس تنها نبود ... کاش میشد دیدنت رویا نبود ..... گفته بودی با تو می مانم !! ولی ..... رفتی و گفتی و اینجا جا نبود .... سالیان سال تنها مانده ام ..... شاید این رفتن سزای من نبود ...... من دعا کردم برای بازگشت ...... دست های تو ولی بالا نبود ...... باز هم گفتی که فردا میرسی ...... کاش روز دیدنت فردا نبود !!!

 

صدا کن مرا.......

با همان صدایی که مدتها منتظرشم

نگاه کن مرا.......

با همان چشمهایی که یک عمره حسرت دیدنشو می خورم

دستم را بگیر........

با همان دستایی که سرشار از گرمی وجودته

تعداد ضربان قلبت را بشمار......

همان قلبی که هیچ وقت برای من نتپید!

 

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت 23:55 موضوع | لینک ثابت


عشق واقعی

 

عشق یعنی لحظه ای دریاشدن                عشق یعنی باخداتنهاشدن

          عشق یعنی حسرت پروانه ها                 عشق یعنی گریه آلاله ها

عشق یعنی سوگ ومرگ لاله ها               عشق یعنی شعله وپروانه ها

          عشق یعنی روح وپروازصدا                         عشق یعنی نوح ودریای صفا

عشق یعنی حق بگوتاپای جان                  عشق یعنی معنی حق رابدان

          عشق یعنی خاک هنگام سجود               عشق یعنی شکردربودونبود

عشق یعنی تشنه لب سقاشدن               عشق یعنی غرق این معناشدن

          عشق یعنی باخداتنهاشدن                     عشق یعنی لحظه ای دریاشدن

 

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت 23:54 موضوع | لینک ثابت


کاش بودی تا دلم تنها نبود      تا اسیر غصه فردا نبود

کاش بودی تا فقط باور کنی     بی تو هرگز زندگی زیبا نبود

 

 

من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصو

ر وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو

آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم

The image “http://gallery.iranproud.com/files/4/2/0/golemani1.JPG” cannot be displayed, because it contains errors.

 کاش معشوقه ز عاشق طلب جان میکرد

 تا که هربی سرو پایی نشود یارکسی


 

نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت 23:53 موضوع | لینک ثابت


سال نو مبارک

 

با تشكر ازسايت تصوير عشق www.tasvire-love.blogfa.com "

www.hamtaraneh.com

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 23:12 موضوع | لینک ثابت


عاشقانه

 
 
    
 

           

 

 

 

 

 

 

 

TinyPic image

 

 

 

 

 

خوش اومدید

 

وقتی که هیچ

             منهای هیچ

                      هيچ مي شود...

وقتي كه ضرب همه

در هيچ

هيچ مي شود

                                        وقتي كه بخش هيچ

                                       بر همه

                                  هيچ مي شود

شك مي كني!!

كه جمع همه

با هيچ

هيچ مي شود ؟!...

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 22:4 موضوع | لینک ثابت


من و تو

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 22:30 موضوع | لینک ثابت


بی تو هرگز

 

 

عشق با روح شقايق زيباست...

عشق با حسرت عاشق زيباست...

عشق با نبض دقايق زيباست...

عشق با زهر حقايق زيباست...

عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست

  

 

 

حسرت بودن با تو توی قلب من می مونه

 

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم
غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم
قصه عشق به گوش من دیوانه چو خواندی
بس کن افسانه خرابم کن و بگذار بمیرم

 

 

آري آغازدوست داشتن است....... گرچه پايان راه ناپيداست

  


 

نوشته شده توسط معصومه در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 23:46 موضوع | لینک ثابت


همسفر

زندگي به من آموخت که چگونه گريه کنم اما گريه به من نياموخت که چگونه زندگي کنم تو نيز به من آموختي چگونه دوستت بدارم اما به من نياموختي که چگونه فراموشت کنم پس هميشه دوست دارم

 

 

 

 

 

 

شکست عهد من وگفت هر چه بود گذشت

 به گريه گفتمش آري وچه زود گذشت بهار بود

 وتو بودي وعشق بود و اميد بهار رفت و

 تو رفتي و هر چه بود گذشت


 


 

نوشته شده توسط معصومه در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 22:38 موضوع | لینک ثابت


بی تو چه کنم

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 
i love you
 
 
 
 
 
 
 
 


 

نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 ساعت 20:36 موضوع | لینک ثابت


صبر کن

 

توی یـک اتـــاق خســته عشق من تنها نــشســتـه  

                                 شعر می گم براش شب و روز ، از همه زمونه خسته

توی یـک اتـــاق خســته الهــامم تنــها نشــــســتـه      

                                کاشـــکی برگـــرده دوبــاره نبــینم قــلبـمو شــکســتــه

توی یک صدای خسته می شنوه دوستت دارم رو  

                               فـکر کنـم بــاور نــداره، کــه مــی خــواد تنــهام بزاره

توی یـــک آســمون پاک یه فرشته خیلی بی باک     

                               مــی پــره از روی ابـــرا ، مــی نــدازه عشقو به فردا

                     ♥ من می گم عشق خیلی خوبه ♥

                     ♥ اون مــی گه هـمــش دروغه ♥

                     ♥ مـن مــی گـم عاشــقت هستم ♥

                     ♥ اون می گه من خیلی خـسـتم ♥

تــوی یـک خیـابون مـاه، یه عــاشق تنـها نـشسته    

                            فــکر کنــم مـی خــواد بــبینه یــه فــرشته خیلی خستـه

توی یک عشق خدایی ما دوتـا بـا هم نــشــســتیم    

                          خیــلی خوشــخــیالم امـــا آخـــرش مـــی بیــنی هسـتیم

 


 

نوشته شده توسط معصومه در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 20:23 موضوع | لینک ثابت


 

انتظار يعني چشمان من كه پشت پنجره جا مانده است.

 

انتظار يعني عكس غبار گرفته ي تو از همان روز جدايي.

 

انتظار يعني قلم من كه هرچه مي نويسد جز نام تو نيست.

 

انتظار يعني شب يلدا نشان من كه به شوق آمدنت تا سحرگاهان پشت درب قلبت مي ايستم تا درب قلبت را بگشايي و مرا سيراب از عشق كني

 

انتظار يعني نگاه من به جاده اي دور.اتنظار يعني خنديدن ابر در ميان باد.

 

انتظار يعني آوارگي باد.

 

انتظار يعني من . يعني من كه تمام عمر به شوق دوباره برگشتن تو تمام ثانيه هاي عمرم را منتظر تو ماندم.

 

 

 

گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود

------------

آن كس را كه دوست داريد آزاد بگذاريد اگر متعلق به تو باشد به پيش تو باز مي گردد و گرنه از اول هم براي تو نبوده است

------------

داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ، اين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت 13:37 موضوع | لینک ثابت


سلام

سلام از اینکه من هم ساکن محله وبلاگها شدم خوشحالم . امیدوارم که به این وبلاگ سر بزنید و نظر بدهید.

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 21:3 موضوع | لینک ثابت


عشق با روح شقايق زيباست...عشق با حسرت عاشق زيباست...عشق با نبض دقايق زيباست...عشق با زهر حقايق زيباست...عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست.

 

 

عاشقی در تنهایی شبها دل به دیدار تو بسته اما ای عشق تو کجایی که به فریادم رسی دیدار تورا آزو دارم پس بیا و بیش از این عذابم مده .عشق را به بها دهند نه بهانه.

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 21:0 موضوع | لینک ثابت


اگه مثل اشك توچشام بودي واسه داشتنت هيچ وقت گريه نمي كردم براي هميشه دوستت دارم

 

 

 

اگر باران بودم ،آنقدر مي باريدم تا غبار غم از دلت بردارم اگر اشك بودم ،

مثل باران بهاري به پايت می گريستم

چه

اگر گل بودم شاخه ايي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم

اگر عشق بودم ،‌آهنگ دوست داشتن را

برايت مي نواختم

ولي افسوس كه

نه بارانم ،‌نه اشك ،‌نه گل و نه عشق اما هر هستم

 

 

 

 

TinyPic image

 


 

نوشته شده توسط معصومه در جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 20:58 موضوع | لینک ثابت


مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت

 

 
 
 
 


 

نوشته شده توسط معصومه در جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 20:58 موضوع | لینک ثابت


اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 22:39 موضوع | لینک ثابت


هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده...حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه کن... حتي اگر توش شکست بخوري ...اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت ...علاوه بر اينکه خاطره بجا ميزاره... مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره

 

 

 

 

 

vahid

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 22:35 موضوع | لینک ثابت


عميق ترين درد زندگي

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري آخرش را با جدايي به سرانجام برساني عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

valentine07_023.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 22:34 موضوع | لینک ثابت


تنهايي

بودنم را هيچکس باور نداشت // هيچکس کاري به کار من نداشت // بنويسيد بعد مرگم روي سنگ // با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ // او که خوابيده است در اين گور سرد // بودنش را هيچکس باور نکرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 22:32 موضوع | لینک ثابت


آرزو

مي خواهم از آرزوهايم برايت بگويم پس خوب گوش كن 1- مي خواهم گلي باشم كه تو هر صبح آن را بو ميكني , نه مي ترسم تو اونو پرپر كني نمي خواهم پر پر شده تو باشم 2- مي خواهم نگين انگشتري باشم كه در دست تو مي درخشد ,اما نه مي ترسم تو اونو گم كني نمي خواهم گمشده تو باشم. پس به آخرين آرزوي من خوب گوش كن اي كاش وقتي كه من مُردم بر سر قبر من بيايي تا دوباره قلبم به تپش آيد.

 

 

 

اگه تورو خواستن اشتباهه اگه باتوبودن اشتباهه اگه عاشق توبودن اشتباهه اگه واسه تومردن اشتباهه پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي

مردن آن نیست که در خاک سیه دفن شوم مردن ان است که از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم

روزهای بودنش همه با او بیگانه بودند نه شاخه گلی برایش می اوردند نه برایش می خندیدند و نه برایش می گریستند . وقتی رفت همه اومدند برایش دسته گل اوردند سیاه پوشیدند و برای رفتنش گریستند شاید تنها جرمش نفس کشیدن بود

خداونداتو مي داني که انسان بودن و ماندن چه دشوار است چه رنجي مي کشد آن کس که انسان است و از احساس سر شار است خداوندا تو تنهايي منم تنهاي تنهايم تو يکتايي و بي همتا وليکن من نه يکتايم نه بي همتا فقط تنهاي تنهايم

 

 

 

 

 

 

 

 

عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                               ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                              عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                               عشق

دل                                                                                   يعني

كلبه                                                                        وامق و

يعني                                                                   عذرا

عشق                                                           شدن

  من                                                عشق

 فرداي                                يعني

  كودك                        مسجد

  يعني             الاقصي

عشق  من

 

عشق                                      آميختن                                         افروختن

يعني                                 به هم          عشق                               سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                       كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                   بيشمار

 

  عشق                                 من

    يعني                           الاسرار

    كلبه                  مخزن

         اسرار     يعني      

 

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 22:30 موضوع | لینک ثابت


نشاني

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي


 

نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 22:26 موضوع | لینک ثابت


عاشق

عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهید عشق آن است که صد دل به یک یار دهید

 

 

 بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گدشتم

 

                              همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

 

شوق دیدار تو لبریز شداز جام وجودم

 

                                         شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 

 

 

  I Love U

 

 

 

 

 

 

 

سرم امشب هوای تازه داره                هوای شهر پر آوازه داره

  دلم خون شد زتنهایی خدایا                غریبی، بی کس اندازه داره

 

 

 

در مشرق عشق دشت خورشيد تويي

در باغ نگاه ياس اميد تـويـي

در بين هزار پونه آنكس كه مرا

چون روح نسيم زود فهميد تويي

 

 

به خاطر ...

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 ساعت 23:26 موضوع | لینک ثابت


 

عاشقی در تنهایی شبها دل به دیدار تو بسته اما ای عشق تو کجایی که به فریادم رسی دیدار تورا آزو دارم پس بیا و بیش از این عذابم مده .عشق را به بها دهند نه بهانه.

 

 

 

 

 

L1.jpg

 

 

 

صدا کن مرا.......

با همان صدایی که مدتها منتظرشم

نگاه کن مرا.......

با همان چشمهایی که یک عمره حسرت دیدنشو می خورم

دستم را بگیر........

با همان دستایی که سرشار از گرمی وجودته

تعداد ضربان قلبت را بشمار......

همان قلبی که هیچ وقت برای من نتپید!

 

 

 

 

قلب من

 

 

 

 

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو

 

 


 

نوشته شده توسط معصومه در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 ساعت 23:9 موضوع | لینک ثابت


عشق

در میان همه گل گشتم و عاشق نشدم    تو چه بودی که تو را دیدم و دیوانه شدم

 

-

 

Www.Ashi-Mashii.Blogfa.Com

 

چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي گل من باغچه ي نو مبارك

 


 

نوشته شده توسط معصومه در سه شنبه هفتم فروردین 1386 ساعت 22:27 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting  عشق برای تو <

طراح قالب


RSS

POWERED BY

BLOGFA.COM


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting